X
تبلیغات
سلام :دی - 18-2

سلام :دی

:دی

18-2


مدّت زمان لازم برای به تصویر کشیدن رادیواکتیویته معمولاً 18 تا 24 ساعت است. با این حال تصویر برداری از متا ستازهای فعال تیروئید معمولاً طی 24 تا 96 ساعت بعد انجام می شود تا حد اکثر برداشت وحداقّل تجمع در خون انجام شده باشد. Tositumab با (Bexxar) یک محصول مونوکلونال آنتی بادی است که یک مادۀ رادیواکتیو دارد ،      به آن منتقل شده، مونوکلونال آنتی بادی بدنبال یک رسپتورپروتئین (CD20) بر سطح سلولهای نرمال وملیگنانت گشته وبه آن متصل میشود . برای درمان بیماران دچار لنفوم غیر هوچکینی فولیکولار (CD20) – مثبت که به Rituximab مقاومت نشان می دهد یا بیماریشان پس از شیمی درمانی مجدداً عود کرده، با تغییر یا بدون تغییر می شود، وقتی به سلولهای هدف متصل شد، محصول تشعشع را منتقل می کند که اثر کشندگی آنتی بادی را افزایش می دهد.  B سلهای اوّلیه رسپتور CD20 ندارند. تومورهای نورواندوکراین مثل نوروبلاستوما وفئوکروموسیتوما در بالغین با MIBG  - درمان می شود که آنالوگهای ساختاری گوانتیدین است که شباهتهای ساختاری با نوراپی نفرین دارد. این دارو بصورت انتخابی توسط نرونهای آدرنرژیک، مدولای آدرنال و برخی سلولهای سرطانی  نورواندوکراین به کمک مکانیسم برداشت فعال در غشاء سلول برداشت می شود. مثال خوبی برای نشان دادن این امر است که چگونه درمان هدفمند با رادیونوکلید بصورت درمان جایگزین در تومورهای نورواندوکراین مثل نوروبلاستوما، قابل استفاده است که یک نوع سرطان اطفال هتروژنوس با علائم بالینی مرتبط با خصوصیات بیولوژیک تومور است. تخمین زده شده 50 % از این بیماران دچار نوع وخیم بیماری باشند که احتمال زنده ماندن  40% کلّ افراد است . اغلب این کودکان درنهایت  دچار دردهای شدید  ناشی از تومور هستند. همچنین اغلب درد بسختی رفع می شود. در رادیوتراپی هدفمند با دوز Submyeloablative ثابت شده که MIBG  -  دردرا در نوروبلاستوما ی بسیار مقاوم بصورت مؤثری رفع کرده است. اغلب بیماران بهبود علامتی در روند درد یا وضعیت کلی نشان می دهند. یک بررسی قدیمی که توسط Bomanji  و همکاران انجام شده بود، نشان می داد که MIBG  -  پاسخهای درمانی خوبی هم در در بیماران بزرگ سال دچار تومورهای متاستا تیک نورواندوکراین ایجاد می کند. ساماریوم  -153 () نیه عمر کوتاهی حدود 3/46 ساعت دارد ( 9/ 1 روز) که وقتی باید چندین دوز مصرف شود مفید است ،امّا تولید و انتقال آن مشکل است .یک گسیل کنندۀ  کم انرژی است که برای درمان دستۀ کوچکی از سلولهای سرطانی مفید است. محدودۀ گسیل  بتای آن کوتاه است و نسبت استخوان به مغز استخوان خونی را فراهم می کند. میلو توکسیسیتی در محدودۀ دوزهای تأئید شدۀ آن قابل کنترل است. ( mCi  1 یا M B q 37 در هر کیلوگرم ) .   به منظور رفع درد در بیمارانی که ثا بت شده دچار آسیبهای استخوانی استئوبلا ستیک متاستاتیک هستند با EDTMP شلات می شود که در اسکن رادیونوکلیدی استخوان را بهبود میبخشد. دوز تجویز شده K g/ mCi  1 است که بصورت داخل وریدی طی مدت بیش از یک دقیقه از طریق کاتاتر مناسب داده می شود و بدنبالش سا لین با سرعت زیاد تزریق می شود. این شالات رادیولیبل شده منحصراً به کمک کلیه ها به داخل ادرار ترشح ودفع می شود. طی 15 دقیقه اوّل پس از مصرف، کمپلکس تجمع در کلیه ها و استخوانها بسیار بیشتر از سایر اندام ها وبافتها ست. 30 دقیقه پس از مصرف، اکثر فعالیت رادیواکتیو در ادرار است. به بیمار باید توصیه کرد که برای اینکه مثابه کمتر در معرض تابش قرار گیرد پس از مصرف محصول ادرار کند. آزمایشات بالینی زیادی ثابت کرده اند که با مصرف داخل وریدی دوز استاندارد 1 mCi/ Kg، درد آشکارا در 70 تا 80 درصد بیماران تحت بررسی تسکین یافته است. مسمومیت محدود به سرکوب مغز استخوان است که خودش را از طریق کاهش تعداد لوکوسیتها و ترومبوسیتوپنیا ها نشان می دهد. نهایت میزان افت 4 هفته پس از مصرف اتفاق می افتد و طی 6 هفته به سطح عادی باز می گردد. مونوکلونال آنتی بادی لیبل شده با  در مطالعات حیوانی برای بررسی آنژیوژنسیس، ایجاد و توسعه عروق خونی جدید از عروق موجود استفاده می شود. علت این فرایند عامل رشد فعال کننده اندوتلیال عروق است و تحقیقات بر روی حیوانات آزمایشگاهی به کمک مونوکلونال آنتی بادی های آنتی اندوتلیال رادیو لیبل شده ( و ) انجام می شود که درکلاف عروقی جدید که در نواحی سرطانی بوجود می آید تجمع می یابند. هلیوم  -  166 () وقتی با   DOTMP  ترکیب شد (- DOTMP) نشان داد که توانایی درمان ملتیپل میلوما  واز بین بردن مغز استخوان را دارد. این کمپلکس به استخوان تمایل دارد و ذراّت بتا با انرژی زیاد گسیل می کند ( E=   1/85Me V ) برد زیاد این ذرّات بتا سرکوب شدید مغز استخوان و تخریب سلولهای مغز استخوان که از سطح استخوان و محل سرکوب  P   – DOTM دور هستند ، می شود بنا براین برای ریشه کنی سلولهای مولتی پل میلوما و سلولهای پایۀ نرمال در سطح مغزاستخوان می توان از آن بهره برد. در کمپلکس هیدروفریک ( -FHMA   بطور تجربی برای حصول نتایج مثبت ومفید آن برای مفاصل متاکارپو فالانژیل و متارسفالانژیل اسب تهیه شد - FHMA  که تشعشع ایجاد می کند در صورتی که ترتیبی داده شود تا صدمات زیادی به بافتها نزند برای مفاصل ملتهب اسب که درآن سینویال دچار هایپرپلازیا شده مفیدخواهد بود. لوتتیوم -177 () در بیش از 30 مورد بالینی مورد بررسی قرار گرفته: شامل سرطان کولون ،سرتان متاستاتیک استخوان ،لنفوم غیر هوچکینی ، سرطان تخمدان وریه . تخمین زده می شود که هرسال در 500000 مورد جدید در امریکا و حدود 2 میلیون مورد در دنیا از این سرطانها اتفاق می افت.  یک فلز نادر با نیمه عمر فبزیکی 6/75 روز و گسیل بتا است که 0.2 تا 0.3 mm دربافت نرم نفوذ می کند. در مقایسه با    ، در صد بیشتری از انرژی تابشی  در تومورهای بسیار کوچک و میکرومتاستازهاجذب می شود. بعلاوه  به میزان نسبتاً کمی 2 پرتوگاما کم انرژی گسیل می کند که امکان تصویر برداری با دوربین گاما را فراهم می کند امّا در عین حال ریسک ایجاد خطرناک ناشی از تشعشع آن برای پرسنل کمتر از   است. عوارض جانبی آن معمولاً آرترالژیا ی موقّتی وسرکوب مغز استخوان است.        و   رادیونوکلیدهایی با توانایی درمانی مهمی هستند. میزان در دسترس بودن   و   میزان انعطاف پذیری طراحی عوامل رادیولیبل راکه بامصارف invivo وخصوصیات فارماکولیتیک شان هماهنگ و سازگار باشد راتعیین می کنند    ذرات بتا با انرژی بالاتر ونیمه عمر کوتاه تر از  دارد  . بنابر این بطور معمول برای هدف گیری تومورهای بزرگتر، مناسب تر است ونسبتاً سریع از خون وبافتهای غیر هدف پاک میشود. بر عکس ذرات بتا با انرژی متوسط گسیل می کند و نیمه عمرحدود 3.7 روز دارد که نتیجتاً برای استفاده با بیومولکوهایی که بهسرعت از جریان خون پاک نمی شوندمناسب است .از آنجایی که   بعنوان محصولی که بسیار اختصاصی عمل می کند چندان در دسترس نیست ، درمواردی که به فورمولاسیون باعملکرد بسیار انتخابی نیاز نیست ،استفاده نمی شود . HEDP  -  رادیوداروی جدیدی برای درمان دردهای ناشی از متاستازهای استخوانی است که از یک 188 W / 188 Re generator تولید شده است. نیمه عمر فیزیکی کوتاهی حدود  16.9 ساعت و حد اکثر انرژی ذرّات بتا MeV 2.1 است. در یک تحقیق ثابت شد که 3 تا 8 هفته پس از شروع درمان با این عامل در 76 % بیماران دچار متاستاز اسکلتی ناشی از سرطان پروستات، ماگزیمم کاهش درد استخوانی مشاهده شد این بیماران گزارش داده اند که بدون مصرف آنالجزیکها درد شان تسکین یافته است. توموگرافی به کمک گسیل پوزیترون: از اوایل دهه 70 ، توموگرافی به کمک گسیل پوزیترون (PET) برای انجام مطالعاتی در مورد فیزیولوژی مغز بکار می رفته است. از آن زمان این شیوه درمانی غیر تهاجمی به سرعت برای تخیص، کنترل و درمان سرطان رشد و توسعه یافته است.PET تصاویری با کیفیت بالا بدست میدهد که متابولیسم سوبستراها، پرولیفراسیون سلولی، تراکم رسپتور و دیگر پارامتر های مورد استفاده برای شناسایی سرطان ها  و بررسی نتایج درمان را مشخص می سازد. از تریسر های رادیولیبل تزریقی در دوزهای غیر فارماکولوژیک برای خلق تصاویر سه بعدی به کمک کامپیوتر به منظور تعیین محل تجمع تریسر های تزریق شده استفاده می شود. PET به پزشکان امکان تصویربرداری امن و مطمئن بصورت اتوگراف با رزولوشن پایین را که برای نشان دادن غلظت ناحیه ای نوکلیدهای گسیل کننده پوزیترون داخل بدن را لازم است می دهد. استفاده از PET  به منظور تصویربرداری کاربرد زیادی دارد. برای مثال در بازنمایی جریان خون یک ناحیه، اکسیژن، متابولیسم، حجم خون یک ناحیه، سرعت استفاده از سوبستراهای متابولیک ، اتصال تریسرهای خاص یک رسپتور، دگرگونی و تغییرات استخوانی، تراکم رسپتورهای تومور و ظهور Reporter gene . تریسر های مورد استفاده در pet imaging مواد بیوشیمیایی طبیعی هستند که با رادیونوکلید های کربن، نیتروژن، اکسیژن و فلورین لیبل شده اند. این امر امکان بررسی اموری چون فیزیولوژی و بیوشیمی را در سطوحی فراتر از آنچه که در پزشکی هسته ای سنتی با آن برخورد شده فراهم می سازد. هیچ تکنولوژی دیگری نمی تواند با چنین دقت و حساسیتی از شیمی بدن را به تصویر بکشد چنانکه می توان از تغییرات لحظه به لحظه  غلظت یک تریسر در خون یا بافت  را به صورت دقیق تعیین کرد. تجهیزات پزشکی دیگر برای تصویربرداری مثل CT و MRI عمدتا اطلاعاتی در مورد آناتومی بدست می دهند. اساس CT به تصویر کشیدن چگونگی  تضعیف و کاهش شدت اشعه های ایکسی است که از بدن عبور می کنند. MRI از تفاوت تجمع منطقه ای هیدروژن و پارامتر های relaxation هسته ای به منظور تولید کنتراست تصویری و تهیه اطلاعاتی در مورد محتوای آب آزاد ، جریان خون نسبی و تجمع عوامل مسبب کنتراست بهره می برد. pet بالینی همراه با CT در بررسی سرطان پیشرفته مورد استفاده قرار می گیرد تا اطلاعات آناتومیک را با اطلاعات مربوط به مولکول های عملکردی ترکیب کند. در اکثر بیماری ها تغییرات شیمیایی پیش ازز تغییرات آناتومیک اتفاق  می افتند وPET میتواند عملکردهای غیرطبیعی را قبل از آنکه تغییرات آناتومیک ایجاد شود مشخص کند. PET با تمرکز بر مطالعات مغز و قاب شکل گرفته و تکامل یافته است. با این حال به عنوان وسیله با ارزشی برای تشخیص و کنترل درمانی بیماران دچار لنفوم، بعنوان وسیله ای برای بررسی رسپتورهای استروژن در سرطان های اولیه و متاستاتیک پستان و برای شناسایی تومورهای کولورکتال عود کننده شناخته شده است.در صرع PET  و EEG برای ارزیابی بالینی علائم و نشانه ها بکار می روند تا بتوان نواحی ای از مغز را که کانون صرع اند هنگامی که جراحی تنها راه باقی مانده برای جلوگیری از تشنج است، تعیین محل کرد. تومورها نسبت به بافتهای نرمال متابولیسم متوسطی دارند و مزیت استفاده ازPET  آن است که PETمی تواند بصورت کیفی و کمی متابولیسم را مورد بررسی قرار دهد. فرایند های گوناگونی شامل گلیکولیز، ظرفیت افزایش انتقال غشایی گلوکز، سنتز RNA و DNA و پروتئین نشان داده شده که در تومورها تشدید و تسریع شده است. در دهه 30 ، warburg  ثابت کرد که گلوکز در بافت های سرطانی بیشتر از بافت های نرمال استفاده می شود و این امر تا امروز اساس pet imaging در انکولوژی باقی مانده است. رادیودارویی که  بیشتر از سایرین برای بررسی تومورها به کمک pet imaging مورد استفاده قرار می گیرد -فلورودزوکسی گلوکز است چرا که در ردیابی متابولیزم گلوکز، تشخیص بافت های ملیگنانت و برای ارزیابی تغییرات حاصل در گلیکولیز تومورها طی درمان و پس از آن مفید است.بنابراین برای تشخیص، تعیین مرحله و کنترل سرطان های گوناگون شامل ریه، کلورکتال، ملانوما، لنفوم، سر و گردن مفید است. نیمه عمر-FDG [] 110 دقیقه است بنابراین کار کردن با آن بسیار راحت تر از کار کردن با عاملی است که نیمه عمر 2 دقیقه ای دارد. هنگامی که رادیونوکلید از طریق گسیل پوزیترون در بدن واپاشی میکند، آن ذره قبل از آنکه انرژی جنبشی اش را آزاد کند و به یک الکترون بپیوندد مسافت بسیار کوتاهی را در آب یا بافتهای بدن طی میکند (mm4-1). این واکنش، یعنی انهدام یک پوزیترون به گسیل همزمان 2 فوتون منتج میشود که هر 2 مقدار خاص و دقیقی انرژی دارند (KeV511) و با 180 درجه اختلاف زاویه از هم گسیل میشوند. بنابراین 2 دتکتور عالی در 2 طرف بافت حاوی رادیونوکلید قرار میدهند. دتکتورها به یک مدار مقارن متصل اند که تنها زمانی یک خروجی ایجاد میکند که مقدار دقیقی تشعشع گاما بصورت همزمان توسط هر 2 دتکتور ثبت شود. نتیجه دتکتوری با پیش نیاز کم، بسیار اختصاصی برای یک رادیونوکلید خاص و با رزولوشن عالی است. رادیونوکلیدهایی که دچار واپاشی پوزیترونی میشوند معمولاً نیمه عمرهای بسیار کوتاهی دارند (مثل  ؛ 04/2 = ) که امکان مصرف دوزهای بالا را فراهم میکند بدون آنکه بیمار در معرض تشعشع زیادی قرار گیرد. سرعت بالای شمارش، جمع آوری تصاویر عالی در مدت کوتاه و مطالعات پویای فرایندهای فیزیولوژیک که تغییرات سریعی در میزان تجمع تریسرها در بافت را سبب میشوند تسهیل میکند. عواملی که نیمه عمر کوتاهی دارند اجازه تکرار مطالعات تصویری را در مدت زمان کوتاهی فراهم میکنند بدون اینکه خطایی بعلت اکتیویته زمینه (باقی مانده) از تزریق قبلی ایجاد شود. کمال مطلوب آن است که رادیوداروها را با رادیونوکلیدهایی لیبل کرد که نیمه عمر کوتاهی متناسب با مدت زمان فرایندهای فیزیولوژیکی مورد مطالعه داشته باشند. گرچه برای آنکه بتوان از رادیونوکلیدهایی با نیمه عمر کوتاه (1 ساعت > ) در امور تشخیصی بهره برد ضرورت دارد که محصولات رادیونوکلیدی و سنتز رادیوتریسرها در بیمارستانی که فرایند تصویر بردای انجام میگیرد تولید شوند. در ابتدا تولید اعظم رادیونوکلیدها برای PET imaging  معمولاً در سیکلوترونهای house biomedical انجام میگرفت.امروزه تعداد زیادی سیکلوترونهای تجاری در سراسر کشور وجود دارد. برای تریسرهایی که ثابت شده در مطالعات PET imaging کاربرد زیادی دارند تکنیکهای ربتیک و سیستمهای خودکار برای سنتز روتین رادیوداروها ایجاد شد. این سیستم ها نمیتوانند نیاز به پرسنل برای تهیه رادیوداروهای مورد نیاز در PETرا کاهش دهند اما سیستم های خودکار به سنتز مداوم با استفاده از مقادیر زیاد اکتیویته بدون اینکه پرسنل در معرض مقادیر زیاد تشعشع قرار گیرند کمک میکند. زمانی PET در مراکز درمانی بزرگ انجام میشد. مسئله اصلی آن بود که PET رادیونوکلیدها نیمه عمر کوتاهی داشته باشند، اغلب حدود 2 تا 20 دقیقه، که این امر تهیه آنها را از منابع تجاری مشکل میکرد. گرچه اکنون توزیع تجاری در مراکز فروش خاصی که در آن PET سیکلوترون نزدیک داروخانه باشد ممکن شده است. در دیگر محلهای فروش امکانات تولید باید در محل باشدو پس از سنتز سریع، داروها باید تخلیص شوند. بنابراین تحقیقات متمرکز بر منابع PET رادیونوکلیدها جدا از سیکلوترونها مثل رادیونوکلید ژنراتورها ادامه دارد که به PET تکنولوژی امکان ورود به پزشکی هسته ای و حیطه داروسازی را میدهد. اکنون سیستم ژنراتورهای مادر– دختر بعنوان روش محتمل برای تولید PET رادیونوکلیدها مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است. این امر PET imaging  را از وابستگی به توللید سیکلوترونی در بیمارستان آزاد میکند. بعلاوه میتواند PET را به وسیله تشخیصی بالینی در دسترسی تبدیل کند جدا و دور از بیمارستان یا مرکز پزشکی بزرگ. امروزه گسیل کننده های پوزیترونی بسیار کمی را میتوان به کمک این سیستم ها تولید کرد و فقط 2 رادیونوکلید،  و ، در نوشتجات پزشکی هسته ای بسیار ذکر شده اند. در اواخر سال 2003 Ion Beam Application  خبر داد FDA ژنراتوری را (CardioGen-82) برای تولید  ، یک عامل مورد استفاده در PET برای بررسی بیماریهای شریان کرونر، تائید کرده است. که قادر است میوکارد طبیعی و غیر طبیعی را در بیماران مشکوک به MI از هم متمایز سازد و به تشخیص بیمارانی که به احتمال زیاد این شیوه بیشتر از شیوه های درمانی دیگر در عین کاهش خطرات فرایندهای دارویی، رادیولوژیک یا جراحی غیر ضروری، برایشان مفید فایده و سودمند خواهد بود کمک میکند. مطالعات دیگری که بر روی داروهای جدید انجام میگیرد عبارتست از تعیین فارماکوکینتیک به کمک PET تکنولوژی. در آینده PET به تولید کننده امکان میدهد مقدار دارویی را که به رسپتور خاص آن دارو میرسد اندازه بگیرد. بنابراین مطالعات مقایسه ای PET توجه را به آن معطوف خواهد ساخت که کدام دارو برای مثال در یک دسته درمانی بهترین توزیع یا  تجمع را در محل رسپتور خاصی خواهد داشت. بعلاوه این امکان که PET تکنولوژی دور نماهای جدیدی برای تفسیر تداخل داروها، بویژه در مواردی که رقابت بین 2 دارو برای یک رسپتور وجود دارد بدست دهد، محتمل است. PET رادیونوکلیدهایی که طول عمر بیشتری دارند نظیر  ( : 78.1 h)،  ( : 61.1 h) ،  ( : 4.15 day)،     : 12.8 h)  (، بعنوان رادیولیبل هایی برای PET imaging به کمک MAB مورد بررسی قرار گرفته اند. مطالعات بالینی اولیه نشان داده است که احتمالاً اینها برای تشخیص متاستازهای کوچکتر از mc 1.5 مفید هستند. 2 تا 4 % بیماران سرطانی  تشخیص ابتدایی سرطان با منشا ناشناخته داده مشود. علاوه بر تشخیص سرطان، MAB های رادیو لیبل شده برای بررسی بیماریهای قلبی عروقی مورد استفاده قرار میگیرد. مصارف بالینی    عبارت است از تعیین MI حاد، بررسی پیش از جراحی صدمات میوکارد، تشخیص میوکاردیت حاد، تشخیص پس زدن و کنترل بیمارانی که پیوند قلب داشته اند و تشخیص رماتیسم قلبی فعال. جدول 18.2 PET رادیوداروهایی را که در فرایندهای تصویر برداری معمول مورد استفاده قرار میگیرند در خود جای داده است و در بخش های لایت شده PET رادیونوکلیدهایی آمده اند که کمی بیشتر مرتب مورد استفاده قرار میگیرند. رادیوداروهای حاوی کربن – 11   را در تعدادی از مولکولهای آلی مثل (مثل کربوکسیلیک اسید، الکل، گلوکز) وارد کرده اند تا علی رغم نیمه عمر نسبتاً طولانی، در تصویر برداری های تشخیصی از آن بهره گیرند. پالمیتیک اسید، کربوکسیلیک اسیدی است که  PET imaging مورد استفاده قرار میگیرد. بعنوان یک تریسر در مطالعه متابولیسم میوکارد هم از آن استفاده میشود. گلوکز که به صورت اتفاقی با  لیبل شده به صورت فتوسنتتیک برای استفاده در مطالعات متابولیسم گلوکز در مغز تولید شده است. با استفاده از  گلوکز برای متابولیسم گلوکز در مغز، تصویر برداری را میتوان 5 دقیقه پس از تزریق انجام داد. رادیوداروهای حاوی نیتروژن – 13   آمونیا بعنوان تریسری برای بررسی جریان خون مغز و میوکارد مورد استفاده قرار میگیرد و نیمه عمری حدود 10 دقیقه دارد. مدت زیادی طول میکشد تا بداخل این اندام ها ترشح شود و مدت زیادی هم باقی میماند، بعنوان جزء اصلی extractor tracer  بصورت متابولیکی با آمینو اسیدها ترکیب میشود. برای بررسی تهویه ریوی، گاز  بعلت حلالیت پائینش در خون از دیگر گازهای رادیواکتیو بی اثر، بهتر است. رادیوداروهای حاوی اکسیژن – 15   رادیونوکلید اکیسژن با نیمه عمر طولانی تر است، 2.04 دقیقه. از آنجائی که زمان بسیار کوتاهی برای سنتز تریسر وجود دارد، در مطالعات PET imaging شامل  از تعداد نسبتاً کمی مولکولهای محدود ساده استفاده میشود. 4 رادیوداروی  برای مصارف کلینیکی موجود است که عبارتند از گاز اکسیژن  ()، مونوکسید کربن  (C)، دی اکسید کربن  ( (CO و آب    )  ( که در مطالعات همودینامیک مورد استفاده قرار میگیرند، و به کمک نیمه عمر کوتاهشان امکان مصرف مقادیر بالای اکتیویته در مطالعات تصویری که طی 8 تا 10 دقیقه قابل تکرار و بدون خطا و عوارض است را فراهم میکند. (تا mCi100) گاز اکسیژن لیبل شده،  را میتوان بصورت مستقیم در مطالعات متابولیسم اکسیژن مورد استفاده قرار داد یا میتوان به مونوکسید کربن، دی اکسید کربن یا آب تبدیل کرد. C بصورت استنشاقی تجویز شده و از طریق اتصال به هموگلوبین بعنوان تریسری برای تعیین مقدار گلبولهای قرمز عمل میکند.   در بررسی محتوای آب درون بافتی و بعنوان تریسری برای جریان خون یک منطقه استفاده میشود. معمولاً بعنوان تریسر در بررسی perfusion مغز و قلب به کمک PET بکار میرود، نیمه عمر 2 دقیقه ای آن به محدودیت توانایی انتشار و عبور از سد خونی مغزی در یک جریان خون سریع میچربد. رادیوداروهای حاوی فلورین – 18   نیمه عمر طولانی، 110 دقیقه، دارد. در مقایسه با رادیوداروهایی که نیمه عمر کوتاه تری دارند، مزایای متعددی از جمله در سنتز دارد و امکان انتقال رادیونوکلید از یک سیکلوترون تولید کننده به یک مرکز تصویر برداری دور را فراهم میسازد.   فعالیت خاصی از خود نشان میدهد که استفاده از آن را بعنوان تریسر با عملکرد خاص برای یک رسپتور مناسب میکند. استفاده از آن برای تصویر برداری از مغز، میوکارد و متابولیسم تومور با 2- () – فلورو – 2 – دزوکسی – D – گلوکز (FDG) گسترش یافته که شامل سرطان ریه و کولون و میلوما و لنفوم است. در فرایندهای تصویر برداری از مغز، FDG فعالیت متابولیک نرمال مغز را به تصویر میکشد. در مطالعات قلبی نواحی ایسکمیک را که در آن متابولیسم گلوکز در نتیجه کاهش متابولیسم اسیدهای چرب، افزایش یافته، مشخص میکند. همانطور که پیشتر ذکر شد، متابولیسک گلوکز در بافتهای سرطانی افزایش می یابد و تجمع FDG در آن بافتها در مطالعات تصویری کمک بزرگی به شمار میرود. رادیوداروهای حاوی گالیوم – 68   پس از تزریق داخل وریدی  سیترات به سرعت به محلهای اتصال آهن ترنس فرین متصل میشود و در مطالعه حجم پلاسمای یک تاحیه خاص بسیار مفید است. وقتی با روش اندازه گیری حجم سلولهای خونی یک ناحیه به کمک C ترکیب میشود مطالعه PET - transferin  امکان محاسبه هماتوکریت یک ناحیه را فراهم میکند.  - ترنس فرین در مطالعات نشت عروق ریوی هم بکار میرود. داروهای آنتی دت برای معرض تشعشع قرار گرفتن  در اکتبر 2003، FDA،  Prussian blue (هگزاسیانوفرات فریک، Radiogardase ) را برای درمان بیمارانی که در معرض مقادیر خطرناک  یا تشعشع تالیوم و آلودگی با آنها قرار گرفته اند تائید کرد. اینها عوامل رادیواکتیوی هستند که تروریستها معمولاً برای تولید بمب آلوده که توسط قربانیها استنشاق یا خورده خواهد شد مورد استفاده قرار میدهند. این 2 ماده رادیواگتیو وقتی وارد بدن شده و اندامها ممقادیر زیاد تشعشع را جذب کنند میتوانند سبب بروز بیماریهای شدید و مرگ شوند. این عوامل در مقادیر کمتر میتوانند سبب بروز سرطان شوند.  معمولاً در تجهیزات گوناگون و متنوع برای درمان سرطانهای خاص بکار میرود. تالیوم غیر رادیواکتیو بصورت تجاری و بعنوان مرگ موش مورد استفاده قرار میگیرد. تالیوم رادیواکتیو در مقادیر کم در تصویر برداری پزشکی مورد استفاده قرار میگیرد.  Prussian blue اولین بار در 1704 بعنوان رنگی برای یونیفرم ارتش پروس تولید شد. برای درمان آلودگی ناشی از سزیم یا تالیوم، Prussian blue بصورت خوراکی به میزان g 3 در روز برای بزرگسالان و نوجوانان تجویز میشود. در کودکان 2 تا 12 ساله دوز g 1 در روز مورد استفاده قرار میگیرد. Prussian blue از طریق به دام انداختن یونهای سزیم و تالیوم در دستگاه گوارش و تداخل در باز جذب آنها به داخل گردش خون عمومی عمل میکند. Prussian blue چندان جذب دستگاه گوارش نمیشود. مطالعات نشان داده است که 99% دوز خوراکی از طریق مدفوع دفع میشود. مدت درمان به میزان در معرض تشعشع قرار گرفتن بستگی دارد. ترجیحاً بهتر است در اولین فرصت پس از تماس مصرف شده و تا 30 روز بعد ادامه یابد. بعد از این دوره درمانی بیمار باید دوباره مورد ارزیابی قرار گیرد. مشاوره دادن به بیماری که Prussian blue برایش تجویز شده بسیار مهم است. ثابت شده که غذا تاثیر آن را از طریق تحریک تشعشع صفرا افزایش میدهد. در بیمارانی که نمیتوانند دوزهای جامد را ببلعند (کودکان، بیماران دچار گاستریت) کپسول را باز کرده و آن را با مایعات یا غذای ساده مخلوط میکنند. باید به بیماران هشدار داده شود که ممکن است یبوست اتفاق افتد و اگر چنین شد باید میزان فیبر غذایشان را افزایش دهند. بعلاوه از آنجائی که این دارو یک رنگ است ممکن است رنگ مدفوع را به آبی تغییر دهد و اگر با مایعات یا غذای ساده مصرف شود ممکن است سبب تغییر رنگ جدار دهان شود. بسیار مهم است که داروسازبه بیما ر کمک کند تا منبع تابش را شناسائی کند و مقادیر مناسب ایمن را برای به حداقل رساندن تماس اندازه گیرد. بعلاوه مردها باید بجای استفاده از آبریزگاه، در stool ادرار کرده وسپس چندین بار سیفون را بکشند.  Prussian blueبعنوان رنگ نقاشی دردسترس است بنابراین باید به بیماران هشدار داد و آنها را متقاعد کرد که از آن منبع بعنوان وسیله ای برای درمان خودشان استفاده نکنند چرا که مطابق با فرایند های داروئی، ایمن تهیه نشده است. داروهای غیر رادیواکتیو مورد استفاده در پزشکی مزیت استفاده ازتصویر برداری با رادیوداروها، استفاده از شیوه های درمانی غیرتهاجمی در تشخیص و بررسی اثر بیماری است. معولاً رادیوداروها بصورت تشخیصی برای کمک به کنترل یک فرایند فیزیولوژیکی بدون ایجاد تغییر در آن بکار میرود. با این حال گاهی اطلاعات بدست آمده از فرایند برای پاسخ دادن به سؤالات بالینی کافی نیستند. برای غلبه براین نقصان، از داروهای مداخله گر برای تکمیل رادیوداروها استفاده می شود. داروهای مداخله گر فرایندهای فیزیولوژیک مورد مطا لعه با رادیوداروها را تغییر میدهند. وقتی یک داروی مداخله گر با داروی هسته ای ترکیب می شود مقدار اطلاعات بدست آمده به شدّت افزایش می یابد. این مداخله، اطلاعات مربوط به فرایند مورد بررسی را افزایش داده و احتمالاً سبب افزایش دقّت وحساسیّت کار یا کاهش مدت زمان لازم برای تصویر برداری می شود.   استازولاماید (دیامکس) عاملی است که برای درمان گلوکم مورد استفاده قرار می گیرد وعملکرد دیورتیک دارد، ثابت شده که بدنبال مصرف داخل وریدی موجب افزایش جریان خون مغزی  میشود. بصورت میانگین می تواند جریان خون مغز را در عروق سالم به میزان %8   23%افزایش دهد. در مطالعات مربوط به Perfusion مغز برای افزایش تمایز بین عروق سالم و بیمار بکار می رود که نمی توانند براحتی گشاد شوند. برای استفاده در بیماران دچار حمله ایسکمیک گذرا، بیماری شریانهای کاروتید  یا صدمات عروق مغزی تجویز می شود تا به شناسایی ناحیه ای از مغز که در معرض خطر یک سکته است ، کمک کند. همچنین در دیگر موارد نورولوژیک (آلزایمر) که Perfusion مغز خیلی با شرایط بهینه متفاوت است، مورد استفاده قرار می گیرد.  کاپتوپریل  برای کمک به تشخیص فشار خون بالای ناشی از مشکلات عروق کلیه در بیماران فشارخونی با .........، کاهش عملکرد کلیه و فشار خونی که با دارو درمانی کنترل نمی شود، استفاده می شود. بعنوان یک ACEI، از تبدیل آنژیوتاسنین 1 به آنژیوتاسنین 2 و انقباض آرتریولهای آوران کلیه جلوگیری می کند. این امر فشار فیلتراسیون گلومرولی را در کلیه کاهش می دهد.  Meckel’s Diverticulum، یک آنرمالی مادرزادی دستگاه گوارش است که در کودکان در حدود  موارد خودش را بصورت خونریزی از رکتوم و درد شمکی نشان میدهد. این دایورتیکولوم آثار و بقایای آنرمال رشد و گسترش دستگاه گوارش شامل موکوس معده است که بصورت غیر طبیعی خونریزی میکند. در موکوس نرمال معده پرتکنتات -  تجمع می یابد و سایمتدین نشان داده است که برای تصویر برداری از Meckel’s Diverticulum به دلیل داشتن فعالیت آنتاگونیستی رسپتور  مفید خواهد بود. سایمتدین حجم و غلظت اسید معده را کاهش داده و به دنبال استفاده از آن در مطالعه بیماری Meckel’s  سلولهای موکوس معده همچنان به انباشتن پرتکنتات -  میپردازند، اما ترشح اسید به لومن معده کاهش یافته یا متوقف شده است. این امر اجازه میدهد پرتکنتات -  در موکوس معده تجمع یابد و مقدار کمی به لومن روده منتقل شود. این امر سبب افزایش توانایی تصویر برداری از ناحیه کوچکی از موکوس معده اکتوپیک میشود. دی پیریدامول بعنوان جایگزینی برای تست ورزش قبل از تصویر برداری از قلب بکار میرود. معمولاً بیمارانی که بیشتر برای دریافت استرس دارویی بعنوان بخشی از فرایند تصویربرداری کاندید هستند تا انجام تست ورزش، آنهایی هستند که دچار مشکلات قلبی، ریوی و یا ارتوپدیک هستند و آنهایی که داروهای بتا بلاکر یا کلسیم چنل بلاکر مصرف میکنند و آنهایی که رغبتی به انجام تست ورزش ندارند. دی پیریدامول، آدنوزین دآمیناز را بلاک میکند، آنزیمی که مسئول تجزیه آدنوزین است، یک گشاد کننده قوی عروق کرونر. آدنوزین میتواند جریان خون کرونر را 4 تا 5 برابر افزایش دهد. جریان خونی که در شریانهای stenosed  برقرار است کمتر از حد نرمال میباشد. آدنوزین یک عامل ایده آل برای ترکیب با عوامل تصویر برداری از Perfusion میوکارد است. نیمه عمر فوق العاده کوتاهی کمتر از 10 ثانیه دارد و یک گشاد کننده قوی عروق کرونر است. این عامل میتواند جریان خون عروق کرونر را 4 تا 5 برابر افزایش دهد و میتواند بعنوان یک عامل استرس زای دارویی به تشخیص و شناسایی شریانهای stenosed کمک کند. برای آماده شدن به منظور مصرف آدنوزین یا دی پیریدامول، تئوفیلین و داروهای حاوی کافئین، نوشیدنیها و غذا نباید مصرف شوند و بیمار شب چیزی نخورد. مزیت استفاده آدنوزین به دی پیریدامول، آن است که عوارض جانبی ناخواسته ناشی از آدنوزین (درد سینه، گلو، فک، بازو، سر، سرخ شدن و دیس پنه) معمولاً 1 تا 2 دقیقه پس از آنکه تزریق قطع شد از بین میرود. دی پیریدامول نیمه عمر طولانی تری دارد (30 – 15 دقیقه) با پیک اثر 2 تا 3 دقیقه بعد از تزریق. وقتی این عامل استفاده میشود، درد سینه، سر درد و سرگیجه اغلب اتفاق می افتد. برای معکوس کردن اثرات آدنوزین و دی پیریدامول، اگر لازم باشد میتوان بصورت داخل وریدی آمینوفیلین تجویز کرد. برای رفع درد سینه حاصل از مصرف دی پیریدامول میتوان نیتروگلیسیرین به بیمار داد. فروزماید (لازیکس) که یک لوپ دیورتیک است، برای کمک به اطمینان از گرفتگی مکانیکی کلیه یا رد آن، طی سینتیگرافی کلیه و زمانی که احتباس آشکار رادیواکتیویته در پلویس کلیه مشخص شد، مصرف میشود. فروزماید با اثر روی قسمت صعودی قوس هنله و بر روی توبولهای پروکسیمال و دیستال از باز جذب الکترولیتها جلوگیری میکند بویژه سدیم. در یک کلیه که خروجی مسدود شده، فروزماید بعنوان یک مدر اثر کمی بر کلیرانس رادیواکتیویته ای که در کلیه باقی مانده خواهد داشت. در کلیه ای که دچار گرفتگی نیست به دنبال مصرف فروزماید به سرعت رادیواکتیویته شسته شده و وارد مثانه میشود و رنوگرام ها تخلیه سریع با نزول سریع منحنی رادیواکتیو را نشان میدهد. Schilling’s test توانایی بیمار را در جذب  Vit رادیواکتیو از روده نشان میدهد. معمولاً    Vit از منابع غذایی (مثل گوشت، تخم مرغ و شیر) به دست می آید و در معده به فاکتور داخلی متصل میشود. سرانجام این کمپلکس فاکتور داخلی -  Vit در ایلئوم جذب شده و در کبد ذخیره میشود. وقتی میزان  Vit بیشتر از ظرفیت ذخیره سازی کبد شد،  Vit از راه ادرار دفع میشود. در موارد کمبود  Vit بسیار اهمیت دارد که علت کمبود مشخص شود، چه علت فقدان رژیم غذایی مناسب باشد یا جذب ناکافی. برای این کار mg 1  Vit غیر رادیواکتیو بصورت IV 2 ساعت قبل از خوردن  Vit لیبل شده با  تزریق میشود. این دوز بالا محلهای ذخیره سازی را اشباع کرده و به شسته شدن  رادیولیبل به داخل ادرار کمک میکند. بنابراین دفع رادیواکتیویته میزان جذب را نشان میدهد. میزان دفع  از طریق ادرار حدود 15 تا 40 % است. حرفه داروسازی هسته ای از هنگامی که که یک داروی هسته ای مورد استفاده در تحقیقات به وسیله رایج و متداولی برای امور بالینی، تشخیصی و درمانی تبدیل شد، حرفه داروسازی با پزشکی هسته ای ارتباط پیدا کرد. مهارت داروسازان نقش مهمی در ایمن و موثر بودن عملیات داروسازی هسته ای و استفاده از تجهیزات مدرن PET بازی میکند. بویژه با رشد و ورود رادیوداروهای PET از تحقیقات به زمینه های بالینی و تجاری، نقش داروسازان در PET افزایش یافت. سالهاست که مدلها و شیوه های استفاده از دوزهای خوراکی در پزشکی هسته ای به خوبی مشخص و معین شده است. این امر امکان محاسبه دوزهای تابشی به منظور مطابقت دادن با مدلهای مرجع ارائه شده برای افراد را فراهم میکند. در آینده آنالیزهای کینتیکی باید با دقت طراحی شده و عوامل تغییر دهنده دوز که بسیار به موضوع نزدیک تر هستند برای افزایش دقت انتخاب شوند. نکته مهم آن است که داروساز از مهارت خویش استفاده کند تا بخشی از این سیستم شود و از اطلاعات حاصل از تصویر بیمار برای ساخت مدلهای متناسب با افراد استفاده کند تا محاسبه دوز، مطابق با جزئیات و خصوصیات یک بیمار خاص انجام گیرد. راهنماهای کار داروسازی هسته ای توسط آکادمی داروسازی آمریکا (APhAAPPM) بخش داروسازی هسته ای تعیین و نگاشته شده است. آنها در سال 1994 انتخاب شدند و انجمن تخصص داروسازی هسته ای هیات تخصص دارویی در 1995 آنها را به رسمیت شناخت. انجمن تخصص تمام هیات های تائید شده داروسازان هسته ای را از لحاظ اهمیت و تکرار هر زمینه، وظیفه و دانش بر اساس راهنما مورد ارزیابی قرار میدهد. این تائید و مجوز زیر بنای تشکیل هیاتی برای آزمایش هر رادیوداروی هسته ای را تشکیل داد و به هر یک از 9 زمیه موجود در داروسازی هسته ای جهت آزمایش یک فراورده خاص اختصاص داد. داروسازی هسته ای مطابق با بیمار است در قالب دانش و قضاوت حرفه ای، که به منظور بهبود و پیشرفت سلامتی، داروهای رادیواکتیو جهت تشخیص و درمان بصورت بی ضرر و موثری در آن مورد استفاده قرار میگیرند. انتظار میرود داروساز، فرایندهای پزشکی هسته ای، مزایا و معایب آن را برای اهداف تشخیصی و درمانی درک کند. معمولاً عملیات داروسازی هسته ای در 2 موقعیت انجام میگیرد، یک بیمارستان بزرگ آموزشی یا یک شرکت تجاری مرکزی. تقریباً 95 % رادیوداروها در یک مرکز تجاری تولید میشوند. بعلت تفاوت عملکرد در هر محل، فعالیتها در همه جا کالمل نخواهد بود. فرایند داروسازی هسته ای شامل 9 فعالیت معمول است که عبارتند از تهیه، ترکیب کردن، بررسی و تضمین کیفیت، تقسیم، توزیع، سالم و ایمن بودن، تهیه اطلاعات دارویی و مشاوره، کنترل نتایج حاصل از بیمار و تحقیق و بهبود دارو. تهیه و نگهدای داروسازان هسته ای در قبال ایمن بودن رادیوداروها، دیگر خصوصیات داروها، تهیه و مواد مورد نیاز و موثر برای دستیابی به نتایج مناسب مسئول هستند. تاثیر برخی از رادیوداروهای تضخیصی در صورت استفاده همزمان دیگر داروها افزایش، یا توکسیسیته کاهش می یابد. برای مثال برخی بیماران (افراد مسن، چاق، دچار مشکلات ارتوپدیک) قادر به انجام و تحمل تست ورزش قبل از مصرف رادیوداروها برای تصویربرداری از perfusion قلب نیستند. بنابراین همانطور که پیشتر ذکر شد دی پیریدامول که وازودیلاتور است را میتوان بعنوان جایگزینی برای تست ورزش بکار برد. نیمه عمر کوتاه رادیوداروها مشکل خاصی را در روشهای سنتی برای داروساز به وجود می آورد که عبارت است از اطمینان از اینکه دارو پس از طول عمرش نگه داشته ومصرف نشود. معمولاً در گذشته، داروسازان هسته ای دارو را مستقیماً به تولید کننده سفارش میدادند و دارو شبانه منتقل میشد. بنابراین اطلاعات مربوط به محاسبه زمان، انتقال و جداول تحویل و واپاشی رادیواکتیو متناسب با وزن رادیو دارو در زمان سفارش داده میشد. حتی مقادیر جزئی نقشی حیاتی در دستیابی به محصولی خوب دارد. تمام اینها به ایجاد رادیوداروخانه های مرکزی منتج شد. نواحی نگهداری رادیوداروها، آزمایشگاهی برای کنترل و تولید رادیوداروها، جائی برای محاسبه میزان دوز و یک اتاق درمان از امکاناتی هستند که برای این کار ضرورت دارند. در برخی بیمارستانها رادیوداروها توسط داروساز بیمارستان که در این زمینه مهارت دارد تهیه میشوند. در سایر موارد یک متخصص پزشکی هسته ای داروها را تهیه میکند. در انتخاب محل محاسبه در بیمارستان باید در نظر داشت که از محل تجهیزات رادیوگرافی و دیگر منابع تشعشع جدا باشد تا در محاسبات مشکل و اشتباهی پیش نیاورد و محاسبات دچار نوسان نباشد یا خیلی بیشتر نشود. با پیدایش اشکال دارویی که مقدار دقیق رادیوداروهای آنها از قبل مشخص است به تجهیزات دقیق در بسیاری از فرایندهای تشخیصی نیاز نیست. تهیه رادیوداروها ترکیب رادیوداروها میتواند بسیار ساده (مثل ترکیب و بازآرایی کیتهای شناساگر با  پرتکنتات سدیم) تا بسیار پیچیده (مثل بکار انداختن سیکلوترون) باشد. جدا از فرایند معمول ترکیب با یک نسخه نرمال (مثل دریافت سفارش، تائید، ایمنی دوز، مواد و تجهیزات مورد نیاز برای تهیه)، تهیه رادیودارو توسط واکنشهای شیمیایی و رادیواکتیو مختل میشود. ترکیب وتهیه رادیوداروها شامل واکنشهای شیمیایی برای لیبل کردن مولکول با رادیونوکلید است. برای اکثر ترکیبات لیبل شده با  از Stannous chloride  استفاده میشود تا (VII) Tc پرتکنتات را به وضعیت اکیداسون کمتر کاهش دهد. سپس اتمهای تکنتیوم با لیگاندهای multidentate شلاته میشود. برای دیگر رادیوداروها پیوندهای کووالانت، transchelation  و واکنشهای کمپلکس کننده کمکی مورد استفاده قرار میگیرد. قیمت، میزان در دسترس بودن را محدود میکند و جداول زمانی انتقال حکم میکند رادیوداروها در یک رادیوداروخانه مرکزی به کمک یک سیکلوترون بویژه برای PET تولید شوند. بعلت این روش ضروری تیه آنها گرانتر از انواعی تمام میشوند که مستقیماً از تولید کننده خریداری میشوند. تعداد زیادی از رادیوداروهایی که  برای isotonicity بصورت سدیم پرتکنتات بعلاوه سدیم کلراید در آنها استفاده شده است.   از واپاشی  رادیونوکلید رادیواکتیو مولیبدیوم که از بمباران نوترونی  حاصل شده به دست می آید. معمولاً یک ژنراتور یا “cow” حاوی  (نیمه عمر 67 ساعت)،  سدیم پرتکنتات را با سرعتی تولید میکند که امکان پاکسازی روزانه ژنراتور را فراهم میکند. “Milking the cow” اصطلاحی است برای پاکسازی ژنراتور به منظور بدست آوردن سدیم پرتکنتات. دیگر رادیوداروهایی که توسط سیکلوترون تهیه میشوند برای روز بعد سفارش داده میشوند. اغلب رادیوداروها برای مصارف تزریقی تهیه میشوند. در طی فرایند تهیه رادیوداروها و رادیولیبل کردن محصول بیولوژیکی باید از تکنیکها و متدهای آسپتیک استفاده کرد و دیگر اینکه تبعیت سخت و دقیق از قوانین بین المللی اقدامات احتیاطی و کنترل دقیق آلودگی وقتی گلبولهای قرمز بیمار را رادیولبل میکنیم ضرورت دارد. Hung و همکاران کمبودها و نقایص زیادی را در درج دستور العمل ها توسط تولید کننده روی بسته بندی محصولات برای تهیه محصولات رادیودارویی یافته اند. 5 گروه اصلی عبارتند از: a) وجود دستورالعمل ناقص یا عدم وجود دستورالعمل، بویژه در مورد فرایند تضمین کیفیت. b) دستورالعملهای محدود کننده مثل دستورات خاص برای حلالهای کروماتوگرافی، وسایل شمارش و فرایند ساخت و ترکیب c) دستورالعملهای متناقض مثل حجمهای متفاوت ساخت برای تهیه یک محصول دارویی نهایی مشابه، و تاریخ انقضاء غیر عملی d) دستورات غیر عملی مثل محدودیتهای غیر واقعی مربوط به مقادیر کم اکتیویته ترکیب و مسئله تعداد زیاد و خطرناک ذرات رادیولیبل e) دستورات مبهم مثل استفاده از کلماتی چون "باید"، "ممکن است" و "پیشنهاد میشود". بانیان کار نتیجه گرفته اند که باید به دستورات تولید کننده برای تهیه این محصولات بصورت یک راهنمای استاندارد نگاه شود تا یک امر مقتضی. آنها همچنین از این امر طرفداری کردند که داروسازان هسته ای مجاز باشند تا وقتی با شیوه نرمال داروسازی تعارضی ندارد از شیوه های جایگزین تائید شده برای تهیه محصولات رادیودارویی بهره گیرند. تضمین کیفیت برای اطمینان از استفاده ایمن و مناسب رادیوداروها توسط بیماران، داروساز باید آزمایشات مناسبی (شیمیایی، فیزیکی، بیولوژکی) انجام دهد. مونوگرافهای USP حکم میکند که رادیوداروها مطابق معیارهای مشخصی باشند شامل خلوص رادیونوکلید، خلوص رادیوشیمیایی، خلوص شیمیایی، pH ، اندازه ذرات، استریل بودن، پیروژنیسیته (اندوتوکسین باکتریایی) و فعالیت خاص. وقتی داروساز رادیونوکلیدی را که قبلاً تهیه شده استفاده میکند، این کیفیتها توسط تولید کننده تضمین شده است. خلوص رادیونوکلید میزانی از اکتیویته است برابر با اکتیویته ای که یک نوکلید خاص از خود نشان میدهد. میتوان آن را با اسپکتروسکوپی پرتو گاما، اندازه گیری نیمه عمر یا دیگر تجهیزات فیزیک محاسبه که به تعیین وجود نوکلیدهای خارجی کمک میکند اندازه گیری نمود. مثالهایی از فقدان خلوص رادیونوکلید عبارت است از  آلوده با  و  آلوده با . خلوص رادیوشیمیایی کسر رادیونوکلید معین در فرم شیمیایی خاص است. اگر آلودگی غیر رادیواکتیو وجود دارد، داروی رادیواکتیو ممکن است از لحاظ رادیوشیمیایی خالص باشد اما از لحاظ شیمیایی خالص نخواهد بود. به طریق مشابهی اگر مقادیر جزئی آلودگی رادیواکتیو وجود داشته باشد مواد از لحاظ شیمیایی ممکن است خالص باشند اما از لحاظ رادیوشیمیایی خالص نیستند. کروماتوگرافی ستونی یا لایه نازک برای تعیین خلوص مفید است. توزیع یک رادیودارو یک تفاوت آشکار بین توزیع رادیوداروها و شیوه سنتی توزیع داروهای متداول آن است که رادیوداروها هیچگاه مستقیماً بدست بیمار داده نمیشوند، آنها توسط افراد متبحر و متخصص و تعلیم دیده در بیمارستان یا کلینیک تهیه شده و برای بیمار تجویز میشوند. بعلاوه بعلت ماهیت محصول، معمولاً رادیوداروها بصورت تک دوز توزیع میشوند. وقتی یک رادیودارو سفارش داده میشود داروساز مسئول دادن دارو باید از ایمن بودن دوز تهیه شده برای بیمار اطمینان حاصل کند. بنابراین داروساز باید آن را توزین کرده و شرایط بیمار را مثل سن، وزن، مساحت سطح و حساسیت دوربین گاما را در هر حالت در نظر بگیرد. معمولاً داروها سفارش داده شده ومنتقل میشوند. بنابراین واپاشی رادیواکتیو با توجه به فاصله زمانی از تولید تا مصرف باید در نظر گرفته شود. از آنجائی که محصول، یک رادیوداروست نیازمند فرایند لیبل زدن خاص است (نماد استاندارد تشعشع، احتیاط – مواد رادیواکتیو). بعلاوه از آنجائی که یک رادیودارو بصورت یک شکل دارویی تزریقی تهیه میشود بکار گیری شیوه های آسپتیک ضروری است. انتشار رادیوداروها فرایندها و خط مشی های رسمی چگونگی انتشار رادیوداروها در وسایل پزشکی را مشخص میکند. معمولاً یک محفظه سرنگی شکل دارای پوشش سربی که توسط سازمان حمل و نقل انتقال داده میشود، تائید شده و با اطلاعات مشخص و مناسب مورد استفاده قرار میگیرند. برخی داروخانه های هسته ای به جای کانتینرهای سربی از کانتینرهای تنگستن استفاده میکنند. تنگستن سبک تر است در نتیجه وزن کمتری در هر انتقال جابجا میشود و کمتر از سرب مضر است. سازمانهای ایالتی (هیات ایالتی داروسازی) و فدرال (سازمان حمل و نقل، NRC) وقتی یک رادیودارو از داروخانه هسته ای مرکزی به سازمان دیگری منتقل شد با هم در ارتباطند. عموماً تجهیزات و امکانات مورد نیاز عبارتند از بسته بندی، لیبل کردن، کاغذهای انتقال، نگهداری اسناد، مجوز حمل و نقل و آموزش پرسنل. سلامتی و ایمنی NRC استانداردهای ایمنی از تشعشع (مثل محدودیت دوز تشعشع، میزان تابش در یک ناحیه، تجمع رادیواکتیویته در هوا و فاضلاب، دور ریختن فاضلاب، اقدامات احتیاطی) برای تجهیزات ساخت و تهیه ایجاد کرده و به اجرا میگذارد. به جز رادیوداروها، جنبه های مرتبط با سلامتی و ایمنی هم باید در نظر گرفته شود. مواد شیمیایی خطرناک (حلالهای کروماتوگرافی)، باید به خوبی ذخیره شوند، با نهایت احتیاط و ایمنی با آنها کار کرد و به شیوه مناسب دور ریخته شوند. بعلاوه باید به استفاده پرسنل از تجهیزات حفاظتی، کانتینرها و محیط فیزیکی که رادیوداروها در آن تهیه میشوند مبذول داشت. تهیه اطلاعات دارویی و مشاوره بسیار اهمیت دارد که داروساز هسته ای مهارتهای ارتباطی گفتاری و نوشتاری داشته باشد. دانش و مهارتهای او تنها زمانی مفید خواهد بود که به متخصص بهداشت، بیمار و فردی که از بیمار مراقبت میکند انتقال داده شود. داروساز هسته ای باید قادر باشد به سوالات پاسخ گوید و بداند اطلاعات مورد نیاز را از کجا به دست آورد. انواع اطلاعات میتواند این موارد باشد: ·                  تاثیرات بیولوژیک تابش ·                  فیزیک تابش و حفاظت ·                  شیمی رادیوداروها، ترکیب و ساخت، تضمین ایمنی و محصولات ·                  مصارف تشخیصی و درمانی رادیوداروها ·    داروهای فرعی دیگری که برای بهتر کردن فرایندهای رادیوداروها بکار میروند ·                  تداخل داروهای مربوط به رادیوداروها ·                  احتیاطهای لازم مربوط به استفاده از رادیوداروها ·    تجهیزات نظارتی که بر استفاده از رادیوداروها تاثیر میگذارد   این اطلاعات ممکن است برای مقاصد آموزشی، برای سیاستها و فرایندهای کار و فواید تشخیصی یا درمانی در مراقبت از بیماران مورد استفاده قرار گیرد. کنترل و نظارت بر نتایج بیماران ایمنی بیمار و حصول نتایج بهینه اهداف داروسازی هسته ای و اصول اساسی مراقبتهای دارویی اند. با توجه به این امر داروساز هسته ای به وسیله ای برای ایجاد توجه به کیفیت مراقبت از بیمار درآید. داروساز هسته ای میتواند اقدامات زیر را انجام دهد: · توسعه استانداردهای آزمایشگاهی برای استفاده منطقی و مناسب از رادیوداروها · کنترل و نظارت و بازبینی اطلاعات بیمار و اطمینان از استفاده مناسب از رادیوداروها و داروهای فرعی · حصول اطمینان از اینکه بیماران به درستی برای درمان با رادیونوکلید انتخاب شده اند و بعد از درمان به خوبی تحت نظارت قرار میگیرند تا از ایجاد عوارض جلوگیری کرده و یا درمان لازم صورت میگیرد ·  ارزیابی ایمنی و تاثیر رادیوداروهاو داروهای فرعی · حصول اطمینان از آماده سازی درست بیماران قبل از مصرف رادیوداروها و داروهای جانبی · جلوگیری، به حداقل رساندن و یا اصلاح مشکلات بالینی مربوط به استفاده از رادیوداروها و داروهای فرعی · نظارت بر بیماران برای عوارض جانبی احتمالی به دنبال مصرف رادیودارو و یا درمانهای مداخله ای · مصرف داروهای ناسازگار را قبل از مطالعه داروهای هسته ای قطع کرد، مصرف آنها پس از مطالعه مجدداً شروع کرد و رسیدگی درست به وضع بیماران در مدت زمان قطع دارو · حصول اطمینان از اینکه به بیماران با نیازها مشکلات و شرایط خاص (مثل بارداری، شیردهی، بیماران دیالیزی، کودکان، افراد مسن) قبل، در طی درمان و پس از مصرف رادیودارو توجه لازم مبذول شده است. · حصول اطمینان از اینکه اطلاعات حاصل از فرایند پزشکی هسته ای طی پیشرفت برنامه درمانی بیمار در نظر گرفته خواهد شد · موثر بودن و افزایش اثر فرایندهای داروسازی هسته ای برای بیمار شامل مصرف رادیوداروهای درمانی یا تشخیصی و داروهای فرعی.   از مداخله داروساز هسته ای بعنوان مثال میتوان به مصرف رادیوداروها در زنی که به کودکش شیر میدهد اشاره کرد. مخصوصاً توصیه هایی برای قطع شیردهی در بیمارانی که تحت فرایند تشخیصی به کمک پزشکی هسته ای هستند شده است. داروساز هسته ای باید اطلاعات بیمار را مورد بررسی قرار دهد بویژه اگر خانمی در زمان وضع حمل است. این توصیه ا در زیر آمده است: ·   شیردهی باید در شرح بیماری که توسط پزشک معالج از بیمار گرفته میشود ذکر شده باشد ·   یک عضو تیم میان رشته ای باید در مورد وضعیت شیردهی بیمار تحقیق کرده و به پزشک هسته ای گزارش دهد ·   شیردهی باید طی این دوره قطع شود چرا که معلوم شده است که رادیواکتیویته در شیر هم وارد میشود. ·   تماس نزدیک با نوزادها 5 تا 24 ساعت پس از استفاده از  ، برای فرایند لیبل کردن گلبولهای قرمز با  و  (بیش از mCi 3) باید ممنوع شود یا مادر به نوزاد شیر ندهد.   بصورت غیر مستقیم داروساز هسته ای میتواند خدمات بالینی شامل مشاوره با دیگر caregiver ها، تهیه راهنماهای آزمایشگاهی برای استفاده از رادیوداروها وداروهای فرعی، تهیۀ اطلاعات و بررسی و باز بینی نوشتجات مربوط به مسائل یا مطا لعات خاص، فرموله کردن داروهای خاص ویا بررسی و باز بینی مصرف دارو در اختیار سایرین قرار دهند. فرایند نظارت مهارت و تجربه داروساز در فرایند نظارت بر دارو در داروسازی هسته ای بسیار اهمیت دارد و نقش داروساز در پزشکی هسته ای مکمل کار متخصصان و پزشکان دیگر در این زمینه است. در آینده نقش داروسازان با ورود دیگر عوامل به بازار دارویی اهمیت بیشتری هم خواهد یافت بویژه در زمینه PET. هم اکنون همکاریهای گوناگون و مشارکت در امکانات و تجهیزات آزمایشگاهی و ارزیابی مداوم PET وجود دارد، این امر باید بطور صعودی میزان نیازهای بالینی برای این عوامل و نقش داروسازی هسته ای را بیش از پیش افزایش دهد. مطالعه موردي داروسازي مسئله: شما یک محقق دارویی هستید که تعهد دارید روی یک داروی جدید به نام Radhot-1 کار کنید. پروژه شما آن است که محل تجمع Radhot-1 در بدن و سرعت دفع 2 متابولیت آن را از بدن تعیین کنید. هدف: Radhot-1 حاوی کربن، هیدروژن، سولفور، ید و نیتروژن است. مشخص شده که آنها را میتوان به شیوه مناسبی لیبل کرده مورد استفاده قرار داد. ارزیابی: برای تعیین محل تجمع آن در بدن، باید از یک رادیونوکلید گسیل کننده گاما استفاده کنید. برای تعقیب کردن و زیر نظر داشتن حذف 2 متابولیت اصلی 2 بخش متفاوت مولکول را با 2 رادیونوکلید گسیل کننده بتای مختلف که بصورت جداگانه قابل اندازه گیری باشد لیبل میکنید. طرح برنامه: Radhot-1 با ید گسیل کننده بتا و کربن گسیل کننده بتا در یک بخش مولکول و هیدروژن گسیل کننده بتا در بخش دیگر مولکول آماده خواهد شد، 2 بخش مربوطه در 2 جای مجزا در مولکول خواهند بود که وقتی مولکول متابولیزه شد از هم جدا شوند. محاسبه خارج از بدن برای تعیین محل تجمع ید مورد استفاده قرار میگیرد. نمونه ادرار جمع آوری و برای 2 ایزوتوپ مختلف گسیل کننده بتا آنالیز میشود و روی نمودار نشان داده میشود. مطالعه موردي بالینی: M.G. زن 65 ساله ای است که فشار خونش 120/210 است.  به دنبال آزمایشات عملکرد تیروئید، اولتراساند، اسکن با داروهای هسته ای و بیوپسی با سوزن باریک، تشخیص داده شد که دچار تیروئیدیتیس هاشیموتو و پاپیلاری کارسینومای غده تیروئید است. مریض 4 هفته قبل تیروئیدکتومی کامل انجام داده و طبق برنامه امروز باید mCi 100  رادیواکتیو مصرف کند برا یاز بین بردن بافتهای تیروئید باقی مانده. طی بررسی معلوم میشود که بیمار به ید حساسیت دارد، در گذشته به دنبال مصرف ید دچار جوشهای شدید پوستی شده است. تکنسین پزشکی هسته ای به داروساز هسته ای به منظور گرفتن توصیه ای برای چگونگی برخورد با این وضعیت تلفن میکند. برنامه مراقبت دارویی مسئله بیمار با سابقه حساسیت به ید قرار شده  دریافت کند. دارو کلسیم کربنات: mg 500 خوراکی 4 بار در روز KCl: mEq 10 خوراکی 2 بار در روز Diovan: mg 12.5 / 160 خوراکی روزانه Levoxyl: mg 10.175 خوراکی روزانه مپروبامات: mg 400 خوراکی 3 بار در روز کلسیتریول: gμ 0.5 خوراکی روزانه دیلتیازم: mg 240 خوراکی روزانه سابقه خانوادگی: پدر HTN  20سال سابقه اجتماعی: سیگار (-)، الکل (-)، مواد مخدر (-) آلرژی: پنی سیلین، ید برنامه مراقبت دارویی 1.    احتمال واکنش آلرژیک به . مقدار مجاز پیشنهاد شده روزانه mg 0.15 ید رژیمی در روز است. دوز درمانی که در این وضعیت داده میشود mg 0.0008 ید خواهد بود. این میزان واکنشهای آلرژیک در حساس ترین افراد هم واکنشهای آلرژیک ایجاد نمیکند. 2.    احتمال تراتوژنیسیته در بارداری. بیمار در دوران پس از یائسگی است و آزمایش حاملگی انجام نشد. 3.    آموزش بیمار در مورد درمان با مواد رادیواکتیو. بیمار در مورد فرایند و اقدامات احتیاطی که پس از رادیونوکلید تراپی در مورد تماس نزدیک با دیگران بویژه کودکان و زنان باردار باید صورت گیرد، آموزش خواهد دید. همچنین در مورد درمان با رادیواکتیو به بیمار اطلاعات داده میشود، به سوالاتش پاسخ داده میشود و رضایت آگاهانه و مکتوب میدهد. 4.     طی 4 ماه کار با اندوکراینولوژیست دنبال میشود که دستور آزمایش تیروژن محرک تیروگلوبولین را میدهد.
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 23:23  توسط من  |